تبليغاتX
به نام آنکه اگر حکم کند همه محکومیم
کلاغ سفید تنها .......
سلام

خیلی از همتون شرمنده ام که پیامهاتون رو جواب ندادم  می دونم خیلی از پیام ها رو بی جواب

گذاشتم .

واقعا ببخشید اما به جون خودم سرم خیلی شلوغه

از محبته همگی ممنون

بای بای

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:24  توسط کلاغی | 
سلام

روز چهارشنبه فهمیدم مادر یکی از آشناهای خوبم فوت کرده

به این خاطر آهنگ تولد را برداشتم

برای آمرزشش دعا کنید

همین طور برای اطرافیان آن مرحوم

انشا.الله همیشه سلامت باشید

اگه یه فاتحه هم بدی ممنون میشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 17:23  توسط کلاغی | 
 دکتر شریعتی : تو فقر را در زمین توجیح می کنی چرا که که محبوب خدا در زمین فقیره ! پس ای مردم

گرسنه و بدبخت جهان بر گرسنگیتان شاکر باشید و کسانی که موجب بدبختیه شما را فراهم آوردند را

سپاس بگویید و به خدایه خود بگید که آنان چه بزرگی در حق شما کرده است

 

 یکی بود یکی نبود اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم یکی داشت و یکی نداشت اونی که

داشت تو بودی اونی که تو رو نداشت من بودم یکی خواست و یکی نخواست اونی که خواست تو بودی

اونی که بی تو بودن و رو نخواست من بودم یکی اورد یکی نیاورد اونی که اورد تو بودی اونی که جز تو به

هیچ کس ایمان نیاورد من بودم یکی برد و یکی باخت اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من

بودم یکی گفت و یکی نگفت اونی که گفت تو بودی اونی که دوست دارم را به هیچ کس جز تو نگفت من

بودم یکی موند

دلم تنگ شده برای همه آنچه از دست داده ام چشمانم گریانند برای هرآنچه نداشته ام دستانم پروانه

ای را می خواهند که هرگزپریدن را از یاد نبرد و روحم شوق پرواز دارد همراه با بادبادکی که درکوچه های

کودکی از میان انگشتانم رها شد و به آسمانها رفت تا همبازی فرشته ها شود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:15  توسط کلاغی | 
سلام به همگی

از حالا دعوتید برای ۱۳ اسفند

نگید نگفتید کادو فراموش نشه

بعدشم که تولد وبلاگمه

 

بای تا بعد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 15:35  توسط کلاغی | 
سلام

تولدم رو به خودم تیریک میگم البته با یه روز تاخیر

دیروز بود ۳ دی ماه

 

      اينم كادوهاش

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 17:0  توسط کلاغی | 

کی میگه گلها حسودن

کی میگه شقایق تر

کی میگه نغمه ی پرواز

اون سوی آواز

شده هم آواز

قدم راه عشقی

نفس تنگ بهشتی

صدای سرد سرشتی

ماهی فراری جاده ی

بی صدای عشقی

راهی راه بزرگ سرنوشتی

گل بهشتی

مبادا خار گلی

برد تن عطر بهشتی

که دگر این   جان

بی صدایم

نتواند ببرد روح مرا

آن سوی عالم

کی میگه گلها حسودن

کی میگه شقایق تر

کی میگه نغمه ی پرواز

اون سوی آواز

شده هم آواز

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 10:46  توسط کلاغی | 
بعد از اینکه خوندی نظر بده ؟
 

سلام به همگی

بهتون قول داده بودم که راجع به تنها عشقم براتون بگم

یه روزی دیدمش از اون روز دیگه هیچوقت از یادم نمیره  . خیلی مهربونه ، بچه ها رو بیشتر از همه دوست داره ، فکر می کنم برای اینکه پاکن . خیلی زیباست بالاتر از حد تصور یک انسان . تا نشناسیش درکش نمی کنی . خلی بزرگه و خیلی باکرامت و بخشنده . خودتون خوب می دونید که آدم درباره کسی که دوستش داره یا عاشقشه  ف نمی تونه بگه . نمی تونه تعریفش کنه ، یا هر چیز دیگه. نمیدونم چه شکلیه ، فکر کنم شکل نباشه . کسی که دوستش دارم از همهی دنیا برام بهتره .

اون تنها کسی که همیشه توی تنهاترین تنهاییام ، تنهام نمی ذاره . تنها محرمم و مرحمم . وقتی دلم زخمی می شه برام میشه محرم اسرار ، از اول تا آخر حرفامو گوش می ده و بعد از اون بهم با حرفایی که زده آرامش می ده . از اینجا میفهمم که خیلی دوستم داره ، اصلا نیاز ندارم که نشون بده دوستم داره .،  چون همه چیز هویداست .تنها کسی که منو به خاطر خودم دوست داره نه هیچ چیز دیگه .

راستی اسمش خداست .

با قرآنش تمام وجودمو تسخیر میکنه .

بانمازش تمام وجودمو آروم میکنه .

طبیعتی رو بهم داده که هیچ کس به هیچ کس نمی تونه بده .

منو جانشن خودش کرده ، یعنی انقدر بهم اعتماد داشته .

واسه همینه که اون برترینه ، و جز ون عاشق کسی نمی تونم باشم .

وقتی بهش گفتم دوست دارم ، ینی هر چی کفتی قبول . حجابمو به بهترین نحو رعایت میکنم ، با نامحرم حرف نمی زنم و دوست نمی شم ، به حرف پدر و مادرم گوش میدم و............................. .

حالا تو بگو نظرت چیه ؟ به همین دوست داشتن های کم و کوچیک در برابر دوست داستن اون اکتفا می کنید ؟

اون گفته : هربنده ای  بداند که من چقدر او را دوست دارم ، از خوشحالی بند بنید بدنش از هم وا میرهد .

بیشتر از این توان گفتن دربارشو ندارم .

 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم

پشت دانایی اردو بزنیم .

دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم

صبح ها وقتی خورشید ، در می آید متولد بشویم .

هیجان را پرواز دهیم .

روی ادراک فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنیم .

آسمان را بنشانیم میان دو هجای ((هستی ))

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم

نام را باز ستاییم ز ابر ،

از چنار ، از پشه ، از تابستان .

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم .

در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم .

کار ما شاید این است

که میان گل و نیلوفر وقرن

پی آواز حقیقت بدویم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 10:29  توسط کلاغی | 
امروز قار قار کردم

اما همراهش اشک هم بود

امروز بلاخره یه نفر قار قارامو شنید

دیروز یه نفر آشنا دیدم

دلم می خواست هر چی تو دلم ازش دارم بهش بگم

بهش بگم که با من چی کار کرده

اما انقدر زود شروع کرد به گله از من که کم آوردم

پرام شکست

بغضم شکست

به کلاغم گفتم دلم گرفته

 آرومم کرد

دلم هوای این ۴ دیواری رو کرد

پر زدم رسیدم اینجا حرف زدم

دلم برای همه تنگ شده بخصوص یه نفر

فعلا تا آپ بعدی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 17:39  توسط کلاغی | 
سلام

اما اين بار سلامي براي خداحافظي

مي خوام برمبم اما هستم چون ..........

دکارت مي گفت : "من فکر مي کنم ، پس هستم آلبرکامو مي گفت : "من طغيان مي کنم ، پس هستم

و فريدون مشيري گفته است: جام دريا از شراب بوسه خورشيد لبريز است جنگل شب تا سحر تن

شسته در باران ، خيال انگيز ما ، به قدر جام چشمان ِ خود ، از افسون اين خمخانه سرمستيم در من

اين احساس: مهر مي ورزيم ، پس هستيم!

پنجاه وششمين پستم شايذ آخرين پستمه

اين وب رو حذف نمي كنم

چون منتظر نظر يك نفر مونده گاهي به اينجا سر ميزنم شايد نظر داده باشه

فقط ديگه آپ نمي كنم

مي خوام مثل همون خداحافظي كنم

اول از كلاغ سياه خداحافظي ميكنم چون از جنس من بود  و خيلي مهربون بود

بعد از مهر انگيز  يا همون كوچولوي عاشق مهربون كه ازم يه ماشين طلبكاره  و از دسته آپاي من خسته

شده بود

از مريم يا همون بر فراز آزوها كه ديگه جديدن بي معرفت شده

از ماني هم كه ديكه بهم سر نزدش و همين طور  احسان و امين

از پيمان پرسپولیسی كه خيلي لطف مي كرد و بهم سر ميزد

و از نازنين عشقم مهناز مهربونم كه دلم براش تنگ شده

از عليرضا كه هرموقع آپ كرد خبرم كرد يعني برام ارزش قائل شد

از ياس گلم كه با شعراش نظرارو طراوت مي داد

و از دادش مهدي كه خيلي كمكم كرد و خيلي مهربون بود

و از دانا و اميد عزيز كه خيلي دوستشون دارم چون به همه ي نظرات احترام ميذارن

و از پريا خانمي به خاطا محبتش و اينكه منو به خونه ي داش راه داد

 واز مهيا كه باشنيد اسم كلاغ ياد  خواننده مي افتاد

و از نوشته هاي خط خطي م.ر.ي.م عزيزم

و از سعيد و ساساكي كه گاهي اوقات بهم سر ميزدن

از لعيا خانمي كه خيلي به نسبن به من لطف كرد

از ستاره ( بي رنگ تر از آبي )  كه با شعرش حسابي خجالتم داد

و از ترانه كه تازه مهمون دلم شده بود

از همه و همه خداحافظ

ببخشيدم اگه اذيت شديد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 10:34  توسط کلاغی | 
خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين

كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي توبه اين بزرگي رو گاهي فراموش ميكنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 12:28  توسط کلاغی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام

از تمام کسانی که به وب خودشون میان و سر میزنن ممنون

خیلی دوستون دارم
تو اومدی مهمون دل باشی صاحبخونه دل شدی
من از خاکم، من از آتش

تو از نوری ،تو خورشیدی

من آن مجنون دیوانه

تو آن عاقل، تو فرزانه

من آن مرغم به کنج دل، اسیر تو

تو آن حری تو خود معنای آزادی

من آن عاشق، من آن شیدا

توخود عشقی ،تو خود معشوق

من آن رسوای رسوایم

تو آن شهره به عشق ورزی

من آن لیلی و من شیرین

تو خود مجنون ، تو فرهادی
۞
دوســـــتت دارمღ♥ღ
ღღღღღღღღღღღ


نوشته های پیشین
تیر 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
کلاغستان
کچولوی عاشق...
بر فراز آرزوها(مریم جون)
به یاد من باش (مانی )
هر چي بخواي (حامد)
بهترين سايت دانلود رايگان
بي رد (احسان)
پرسپوليس (پيمان)
خط خطی(امین)
نازنین عشق ( مهناز گلم )
داداش مهدي
یاداشت های یک پسر تنها (علیرضا)
دالان بهشت (ياس گلم )
dana&OMID
ستاره(بی رنگ تر از آینه)
دانستنیهای جهان ( شایان)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان